زهرا زنگنه|شهربانو، در خط مقدم محله، بانوان ایستادهاند؛ خانمهایی که هرچه در توان دارند به کار گرفتهاند تا همدلی را سرمشق این روزهای خود کنند. بانوان محله سیدرضی به توصیه اعضای شورای اجتماعی، به پویش مردمی «هر خانه، یک پایگاه»، جواب مثبت دادهاند و نتیجهاش این شده است که در تعدادی از خانههای محله، اقدامات زیبایی برای حمایت از جریان انقلابی این روزها انجام میشود.
بانوان محله سیدرضی، صحنههای زیبایی از همدلی و همراهی با مدافعان وطن در جنگ تحمیلی را خلق کردهاند که سبب نزدیکشدن دلها به یکدیگر شده است.
به پیشنهاد شورای اجتماعی محله، کارها در چند حوزه تقسیم شده است. بخش اول اجرای پویش «هرخانه، یک پایگاه»، به فضاآرایی خانهها اختصاص یافته است. بهاینترتیب که بر سردر خانهها پرچمهای ایران، پارچههای مشکی و تصاویر رهبر شهید انقلاب اسلامی نصب شده است. در کوچهها و معابر اصلی محله میتوان حالوهوای این روزهای خانهها را دید، همانند خانه مهین سرفرازی. این بانو توضیح میدهد: پرچم ایران را از مسجد امامرضا (ع) گرفتیم و پارچه عزا را هم داشتیم و در ایام محرم و صفر نصب میکردیم؛ حالا اینها را در این ایام درکنار هم قرار دادهایم.
مهینخانم میگوید: شاید این کارهای فرهنگی در میدان نبرد چیزی را عوض نکند، اما همه ما میدانیم که این اقدامات به لحاظ تقویت روحیه رزمندگان اسلام و انسجام ملی و همدلی اهالی محلی میتواند مؤثر باشد و همه را به پیروزی نهایی درمقابل مستکبران جهان امیدوار کند.
این روزها بانوانی در محله ما هستند که چرخهای خیاطی خود را پس از ماهها به کار انداختهاند و مشغول دوخت پرچمهای سوگواری شهادت رهبر انقلاب اسلامی و نمادهای ایران عزیز شدهاند. مثل نسیم جعفری که در اتاق خانهاش هم پرچمهای مشکی با متن «رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد» دیده میشود و هم پرچمهای مقدس ایران که آنها را سردوزی میکند.
بانوان همسایه هم در این مسیر به یاری او آمدهاند و بستهبندی پرچمها را انجام میدهند. مریم جوادی یکی از این بانوان است که میگوید: ما شرایط سختتر از این را هم دیدهایم؛ قدیمیترها جنگ با رژیم بعث عراق را به خاطر دارند. رزمندگان ما کمبودهای اولیهای مثل غذا و لباس داشتند و زنان همین مملکت بخشی از مایحتاج آنها را تهیه میکردند. حالا وضعیتمان از آن روزها خیلی بهتر است و کارهایی مثل پرچمدوزی را انجام میدهیم. با همین کارهای ساده محلی، کشور و جامعه به همدلی میرسند و قطعا ما در جبهه حق پیروزیم.
با پیگیری از اهالی محلی به خانه صدیقه حسینی میرسیم. جایی که از حوالی ظهر، کار پخت غذای گرم برای افطار و سحری آغاز میشود. آشپزی برعهده این بانو است و مواد اولیه را همسایهها به او میرسانند. صدیقهخانم توضیح میدهد: هر کار از دستمان برآید، برای نیروهای انقلاب انجام میدهیم. الان دو گروه را درنظر داریم؛ یکی بچههای زحمتکش ایست بازرسی و دیگری نیروهای بسیجی نگهبان در ایستگاههای صلواتی یا مساجد محله.
او ادامه میدهد: از پخت آش و سوپ برای افطار گرفته تا تهیه سحری را با یاری همسایهها پیش میبریم. کار سختی نیست؛ چون برای دین و میهن است. انشاءا... بهزودی جنگ تمام میشود و نیروهای ما به سلامت و با امید فراوان به زندگی عادی خود برمیگردند.